تاریخچه گربه خشمگین بریتانیا

 تاریخچه گربه خشمگین بریتانیا

Paul King

به نظر می رسد آنها به هر کجا که نگاه می کنند هستند.

یکی از حیوانات دوست داشتنی نوع بشر و بریتانیا: گربه.

آنها روی یک نیمکت بیرون از یک میخانه دیده می شوند. بر روی دیوار روستایی نشسته است. بالا رفتن از درختان در باغچه پشتی. خود را روی کاناپه مرتب می کنند. سگ‌های فضول را خراش می‌دهند. آنها حتی در رسانه‌های اجتماعی حضور دارند و صدها هزار «چونک» و «لوبیا پا» دیده می‌شوند و مورد تحسین قرار می‌گیرند. اسموتی. Tussetroll و Tingeling. بالام.وافل تورستون. ویلفرد. افرا. نیلوفر آبی Smudge. اینها نام های آشنا در دنیای گربه های رسانه های اجتماعی هستند.

این موجودات در رنگ های بسیاری از سفید تا سیاه، نارنجی تا خاکستری، خالدار تا راه راه هستند. موهای بلند، مو کوتاه یا بدون مو. آنها را نوازش می کنیم و آنها را مسواک می زنیم، به آنها غذا می دهیم و ظرف زباله آنها را تمیز می کنیم. وقتی پنجه هایشان را روی مبلمان یا فرش تیز می کنند، آه می کشیم – یا فریاد می زنیم. در ازای تحمل ما، آن‌ها صدای شگفت‌انگیز و آرام‌بخشی را منتشر می‌کنند که ما از شنیدن آن خوشبختیم: خرخر.

هیچ چیز بهتر از لذت بردن از یک رمان اسرارآمیز نیست، در حالی که یکی از این موجودات پشمالو در کنار شما روی مبل یا روی پاهایتان حلقه زده است. همه‌ی ما می‌توانیم وقتی شب را در رختخواب می‌نشینیم، نسبت به آن‌ها احساس بی‌اعتنایی می‌کنیم، فقط برای شنیدن آن صدای خراش و خراش آشنا در اتاق خواب.

خودمان را بالا می‌کشیم و به سمت در می‌رویم تا گربه‌سانان کوچک چشم روشن (یا باید بگویم شیاطین؟) داخل اتاق شوند. روی تخت می پرند و حلقه می زنندکنار ما باشید یا شب را زیر تخت پنهان کنید. هیچ چیز خنده دارتر از این نیست که احساس کنید آن زبان کوچک خاردار یا میو مکرر شما را از خواب بیدار می کند و التماس می کند که صبحانه بخورید. یا با شنیدن سقوط چیزی به زمین بیدار می شویم.

عشق بریتانیا به گربه‌ها برای همیشه اینگونه نبوده است.

موزاییک رومی با یک گربه

آغاز

گربه ها توسط رومیان به جزیره آورده شدند، که هزاران سال پیش جزیره را فتح کرد. زمانی که امپراتوری روم سقوط کرد، رومی ها آنجا را ترک کردند اما برخی از گربه ها باقی ماندند. وایکینگ ها که بعداً به جزایر حمله کردند، تعدادی از موجودات پشمالو کوچک را با خود به خانه آوردند. گربه هایی که باقی ماندند، گربه های بیشتری را پرورش دادند که در طول تاریخ جزایر در جزایر ساکن بودند.

همچنین ببینید: لیدی جین گری

شیطان های کوچک

در طول قرون وسطی، زمانی که شکار جادوگران وجود داشت، گربه ها به عنوان افراد آشنا یا کمک کننده جادوگران دیده می شدند. این منجر به کشته شدن یا قربانی شدن بسیاری از گربه های بی گناه به امید رهایی از شر شد. به ویژه گربه های سیاه مشکوک به وابستگی به جادوگران بودند. این امر جمعیت گربه ها را به شدت کاهش داد.

اما، به طرز عجیبی، در زمان‌های بعد گربه‌های سیاه در بریتانیا نماد خوش شانسی بودند، اما در ایالات متحده و قاره نمادهای بدشانسی بودند. در طول انقلاب صنعتی بریتانیا، اگر یک گربه سیاه سوار کشتی می شد، این یک فال خوش شانس بود.به همین ترتیب، به یک زن توصیه شد که برای شانس به شوهر دریانورد خود یک گربه سیاه بدهد. از سوی دیگر، گربه‌های سفید در بریتانیا بدشانس در نظر گرفته می‌شوند، زیرا کت سفید آنها شبیه به یک روح است. از قضا، گربه های سفید در جاهای دیگر خوش شانس در نظر گرفته می شوند.

طاعون

متاسفانه، در قرون وسطی، گربه های سیاه توسط مقامات مذهبی به عنوان مدافعان شر تلقی می شدند و به همین دلیل کشته می شدند. جمعیت گربه‌ها را کاهش داد و با انجام این کار، به گسترش حیوانات موذی ناقل طاعون اجازه داد. اگر جمعیت گربه‌ها بیشتر بود، شاید طاعون به اندازه بریتانیا در زمان اوج طاعون در دهه‌های 1300 و 1600 بد نبود. این الگوی چند صد سال آینده خواهد بود، که در آن گربه ها بیماری ها را از خود دور می کنند، اما پس از آن چیزی باعث کاهش شدید جمعیت گربه ها می شود و منجر به افزایش موارد بیماری می شود.

شواهد جدید نشان می‌دهد که موش‌ها و موش‌ها ناقل ویروس نیستند، بلکه به شپش روی انسان و کک روی حیوانات اشاره می‌کنند. حیوانات و همچنین انسان‌ها می‌توانستند به راحتی این انگل‌ها را به اطراف منتقل کنند، زیرا بهداشت و دانش بیماری در آن زمان وجود نداشت. مردم همچنین در خانه‌های کوچک و فرسوده زندگی می‌کردند و بر روی زمین‌های خاکی می‌خوابیدند که انتقال بیماری بین انسان‌ها و حیوانات را آسان می‌کرد.

آنها همچنین بدون اقدامات احتیاطی مدرن روستایی که امروزه انجام می‌دهیم (مانند شستن دست‌ها، گرفتن چکمه) در میان حیوانات زندگی می‌کردند.درب، تمیز کردن سطوح و غیره). با تمام آنچه گفته شد، گربه ها نیز می توانستند به راحتی با نیش کنه یا کک (یا مصرف حیوانات موذی مرده) به این بیماری مبتلا شوند. بدون دامپزشکان یا هر مفهومی از سرایت انسان و حیوان (که در همه‌گیری کنونی و جهان در حال توسعه دیده می‌شود)، مردم گربه‌های آلوده را کنترل می‌کنند و سپس به طور طبیعی، خود و دیگران را آلوده می‌کنند.

جنگ جهانی دوم

در سال 1939، زمانی که نازی ها به قاره حمله می کردند، مردم بریتانیا برای بدترین شرایط آماده می شدند. اعتقاد بر این بود که با خطرات ناشی از واردات کالا از خارج، منبع غذایی بومی آنها در نهایت با ادامه جنگ خشک می شود. این کشور فقط زمین های قابل کشت بسیار و یک پنجره فصلی کوچک داشت.

این نه تنها به این معنی است که غذا برای جمعیت کمیاب خواهد بود، بلکه به این معنی است که گربه ها (و همچنین سایر حیوانات خانگی و دام) از گرسنگی خواهند مرد. این امر نسبت به حیوانات ظالمانه و برای صاحبان حیوانات خانگی ناراحت کننده خواهد بود، بنابراین یک گزینه محدود کردن دهان برای تغذیه قبل از شروع مشکل بود. به استثنای اسب‌ها و سگ‌هایی که برای کارهای جنگی استخدام می‌شدند، بسیاری از حیوانات دیگر به روش‌های انسانی توسط دامپزشکان معدوم شدند.

همچنین ببینید: روح رعد اسا

توصیه به صاحبان حیوانات، 1939، آرشیو ملی. دارای مجوز Creative Commons Attribution-Share Alike 4.0 International.

علاوه بر این، کمیته ای وجود داشت که توسط وزارت کشور تشکیل شده بود به نام اقدامات احتیاطی در حملات هوایی ملیکمیته حیوانات این کمیته برای اطلاع رسانی به غیرنظامیان در مورد آنچه که با حیوانات خود (خانگی، مزرعه و کار) در طول حملات هوایی انجام دهند، ایجاد شد. اعضای کمیته آرم روی وسایل نقلیه خود داشتند و به آنها نشان و بازوبند داده شد تا به عنوان وسیله ای برای شناسایی استفاده کنند. این سازمان از طرف وزارت کشور این اختیار را داشت که در طول حملات برای کمک به غیرنظامیان در مورد حیوانات خود رانندگی کند.

به غیرنظامیان قلاده های شناسایی داده شد تا در صورت جدایی حیوان و انسان، آنها بتوانند در پایان جنگ، یک بار دیگر به یکدیگر ملحق شوند. اعضای کمیته همچنین می‌توانند حیوانات را برای مراقبت از آنها ببرند، اگر صاحبان آنها نمی‌توانستند یا آنها را رها کرده بودند. در ابتدا توسط سازمان هایی مانند RSPCA و Battersea Cats and Dogs Shelter حمایت می شد، اما در عرض دو سال پس از شروع جنگ، حمایت های مالی به دلایل مالی متوقف شد.

وینستون چرچیل به بلکی، گربه کشتی HMS Prince of Wales، 1941 سلام می کند

وظایف رسمی

از از جنگ جهانی دوم به بعد، گربه‌ها توسط دولت به‌عنوان حشرات موذی در ساختمان‌های رسمی به کار گرفته شدند. در ازای خدماتی که در حفظ ساختمان ها از موش و موش داشتند، غذا و غذا به آنها داده شد. در طول سال‌ها، وظایف آنها به استقبال از مقامات خارجی و کمک به حفظ فضای رسمی، گرم، گرم و مبهم گسترش یافته است. علاوه بر این، آنها معمولا بازنشسته می شوندپایان دوره خدمت آنها در خانه یکی از کارکنان رسمی. دو تن از کارمندان اخیر این شغل، پالمرستون (مستقر در دفتر امور خارجه و مشترک المنافع) و لری (از شماره ده داونینگ استریت) رابطه‌ای پر از مو داشته اند.

جید یک مادر گربه کانادایی و نویسنده مستقل است. او همچنین فارغ التحصیل تاریخ و انگلوفیل است که از یک سریال معمایی و دورهمی بریتانیایی لذت می برد.

Paul King

پل کینگ یک مورخ پرشور و کاوشگر مشتاق است که زندگی خود را وقف کشف تاریخ فریبنده و میراث فرهنگی غنی بریتانیا کرده است. پل که در حومه شهر با شکوه یورکشایر به دنیا آمد و بزرگ شد، قدردانی عمیقی از داستان ها و رازهای مدفون در مناظر باستانی و بناهای تاریخی که در کشور وجود دارد، داشت. پل با مدرک باستان‌شناسی و تاریخ از دانشگاه مشهور آکسفورد، سال‌ها را در بایگانی‌ها، کاوش در مکان‌های باستان‌شناسی و سفرهای پرماجرا در سراسر بریتانیا گذرانده است.عشق پل به تاریخ و میراث در سبک نوشتاری زنده و قانع کننده او قابل لمس است. توانایی او در انتقال خوانندگان به گذشته، غوطه ور ساختن آنها در ملیله های جذاب گذشته بریتانیا، برای او شهرت قابل احترامی به عنوان یک تاریخ نگار و داستان نویس برجسته به ارمغان آورده است. پل از طریق وبلاگ جذاب خود از خوانندگان دعوت می کند تا در یک کاوش مجازی در گنجینه های تاریخی بریتانیا به او بپیوندند، بینش های خوب تحقیق شده، حکایات جذاب و حقایق کمتر شناخته شده را به اشتراک بگذارند.با این اعتقاد راسخ که درک گذشته کلید شکل دادن به آینده ما است، وبلاگ پل به عنوان یک راهنمای جامع عمل می کند و طیف گسترده ای از موضوعات تاریخی را به خوانندگان ارائه می دهد: از دایره های سنگی مرموز باستانی Avebury تا قلعه ها و کاخ های باشکوهی که زمانی در آن قرار داشتند. پادشاهان و ملکه ها. این که آیا شما یک چاشنی کار هستیدعلاقه مندان به تاریخ یا کسی که به دنبال معرفی میراث شگفت انگیز بریتانیا است، وبلاگ پاول منبعی است که باید مورد استفاده قرار گیرد.به عنوان یک مسافر باتجربه، وبلاگ پل به حجم های غبارآلود گذشته محدود نمی شود. او با نگاهی تیزبین به ماجراجویی، مکرراً به اکتشافات در محل می‌پردازد و تجربیات و اکتشافات خود را از طریق عکس‌های خیره‌کننده و روایت‌های جذاب مستند می‌کند. از ارتفاعات ناهموار اسکاتلند تا روستاهای زیبای Cotswolds، پل خوانندگان را به سفرهای خود می برد، جواهرات پنهان را کشف می کند و با سنت ها و آداب و رسوم محلی ملاقات های شخصی به اشتراک می گذارد.تعهد پل به ترویج و حفظ میراث بریتانیا فراتر از وبلاگ او نیز هست. او فعالانه در طرح‌های حفاظتی شرکت می‌کند، به بازسازی مکان‌های تاریخی کمک می‌کند و به جوامع محلی درباره اهمیت حفظ میراث فرهنگی آموزش می‌دهد. از طریق کار خود، پل نه تنها برای آموزش و سرگرمی تلاش می کند، بلکه الهام بخش قدردانی بیشتری از ملیله غنی میراثی است که در اطراف ما وجود دارد.به پل در سفر جذاب او در زمان بپیوندید زیرا او شما را راهنمایی می کند تا اسرار گذشته بریتانیا را باز کنید و داستان هایی را که یک ملت را شکل داده است کشف کنید.